احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )
31
كنوز الحكمة ( فارسى )
باب پنجم [ توكل ] قوله تعالى : وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ . اين فصول ، و اين آيتها در همه درهم دارد ، و از يكديگر دور نهاند ؛ و حق سبحانه دانست كه ما چه مىكنيم ، و بر چه طريق باشيم ، و سيرت و خلقت ما چيست ، و دشمنان ما به چه سيرت از درگاه ما سر بر نتوانند تافت . هركجا كه كمينگاه دشمن بود ، آنجا سلاح بنهاده باشد ، تا آن سلاح برگيرد ، و با دشمن كارزار تواند كرد . هيچ نيست كه فرزندان آدم كنند كه نه در آن زرقى و حيلتى توان ساخت ؛ مگر در حديث شكم ! كه پدر ما آدم صلوات اللّه عليه هشت بهشت باقى ، و حور و قصور همه در سر شكم و آرزو كرد ! و لا بد ما نيز كه فرزندان وى باشيم بر پى پدر خود رويم . هيچكس علم و عقل كار نبندد و گويد كه : او چه به سر آن در داد ؟ هم در اين نگرند و گويند كه : ما چه كنيم ؟ از پدر بهتر و فراتر نتوانيم بود ! كمعقلى و نادانى نبايد كرد ، و خرد كار بايد بست . فامّا خود چند خواهيم ماند ، و عمر ما چند است ؟ ! پدر « 1 » ما دويست سال بگريست ، و چندگاه بزيست . تا توبه او قبول كرد ! ما را كه يك سال ، و يك ماه ، و ده روز عمر نيست اين امل دراز و غفلت نه از سر عقل باشد كه در پيش خويش نهادهايم ! قوله تعالى : فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ - اين همه ايمان نيست به قول خداى و رسول ؛ اگر قول خداى مى راست دانى ، توكل بر من كنيد ! اگر شما هستيد از مؤمنان . در اين آيت فرانمود كه هركه توكل ندارد بر خداى عزّ و جلّ ، او از دايره مؤمنان بيرون است . اوّلبارى نسبت مؤمنى درست بايد كرد ، آنگه اگر گناه بىكران باشد ، حق تعالى بيامرزد . امّا بايد كه نسبت اندر مؤمنى درست باشد : همچنانكه فرزندان را نسبت فرزندى با پدر درست آمد ؛ بدانكه او شوخ و بىادب باشد نسبت « 2 » بنبرد ، و ميراث منقطع نشود - نسبت بايد كه تمام باشد - هركه خداى را به ( يكتاى ) نان باور ندارد ، همه كار او به يكتاى نان نهارزد ، و هركه خداى را به ( يكتاى ) نان باور داشت ، در همه
--> ( 1 ) - نسخههاى د ، ج ، ت : پدر و مادر . ( 2 ) - د : ندارد .